یک روزی یک جایی این قطار استاد و من رفتم در جهان شلوغ تری از اینجا سوت و کور زیستم.
پشیمانم چون روحیاتم به اون فضا نمیخورد و نمیخوره.
همه خوشگل و جاب و بزک دوزک شده با موسیقی های ترند و کپشن های عجیب. جایی که برا من هنوزم مثل سرزمین عجایبه.
اینجا خونه منه. گرم، صمیمی و دنج.
نمیدونم کسی میخونه...کسی میاد..کسی هست یا نه ولی کاش همه یه بار دیگه دورهم جمع شیم
دفترخاطرات...ما را در سایت دفترخاطرات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 8 شهريور 1402 ساعت: 18:44